۱. ایران پیروز قطعی جنگ است و این پیروزی قطعی و روندهای موجود
تغییرناپذیر هستند.
۲. در جنگ تحمیلی به ایران، آمریکا شکست سنگین و خفتباری خورد و هرگز قادر به جبران این شکست راهبردی نیست.
۳. از پیامدهای اصلی جنگ آمریکا و رژیمصهیونیستی علیه ایران، پدیدایی شگفتانگیز یک جابهجایی موقعیت ژئوپلیتیکی و قدرت است. ایران در این جنگ به چهارمین قدرت جهان تبدیل شد و آمریکا با فروریختن هیمنه ابرقدرتیاش، در مسیر افت قدرت و پایانیافتن دوران حضورش در منطقه غربآسیا و خلیجفارس قرارگرفت.
اما در این شرایط، ترامپ بر این تصور است که با اعمال محاصره دریایی و تحمیل فشارهای اقتصادی به ایران، میتواند پای میز مذاکره با گرفتن امتیازات ویژه از جمهوری اسلامی، خود را پیروز این جنگ معرفی کند. اما بسیار روشن است، متجاوزان آمریکایی که در میدان جنگ شکست خوردهاند، هرگز قادر نخواهند بود آنچه را با جنگ نتوانستند بهدست بیاورند، حالا با مذاکره بهدستآورند.
در چنین شرایطی، ترامپ متوهم و تیم جنگطلبش، یا باید تن به شکست داده و شروط ایران و حقوق ملت ما را بهعنوان طرف پیروز جنگ بپذیرند، یا جنگ مجددی را با هدف رسیدن به پیروزی راه بیندازند. در آمریکا هم مردم و هم نخبگان آمریکایی، از جنگ مجدد ایالات متحده علیه ایران بهشدت نگران هستند.دلیل این نگرانی هم، اطمینان از پیروز نشدن آمریکا در جنگ از یکسو و پیامدهای وحشتناک اقتصادی جنگ برای آمریکاییها از دیگر سوست.
براساس نظرسنجی چندین مؤسسه معتبر آمریکایی، بیش از ۷۰درصد مردم آمریکا خواهان پایان فوری جنگ هستند.اما شرایط در ایران کاملا متفاوت است. مردم با درک درست از ماهیت تجاوز آمریکا به ایران، بهصورت متحد، منسجم و یکپارچه، خواهان دفاع مقتدرانه نیروهای مسلح از کشور هستند.
بسیار روشن است که سرنوشت چنین جنگی چه خواهد بود. عنصر اصلی در قدرت ملی هر کشوری، اراده ملی است. اینک اراده ملی در آمریکا، خواهان پایانیافتن فوری جنگ و در ایران خواهان دفاع مقتدرانه است. از هماکنون میتوان آینده این جنگ را از نظر پیروز نهایی تشخیص داد.
«وما النصر الا من عندالله العزیز الحکیم».